يه سوال كه ذهنم رو خيلي مشغول كرده اينه كه : چرا خانوما رشته مامائي دارن ولي آقايون رشته بابائي ندارن ...............................................................................................
دیروز دختره همسایه به گدای سر کوچه غذا داده... امروز که از کنارش رد میشده گدا صداش کرده یه کتاب بهش داده به اسم: “چگونه آشپز خوبی شویم”
...............................................................................................
جدا چرا وقتي عدد 24154903 رو تو قسمت image گوگل سرچ ميکنيم،عکس آدمايي
رو مياره که سرشون تو يخچاله؟؟!
...............................................................................................
اگر دیدی جوانی بردرختی تکیه کرده
سریع بیاریدش کنار یهو گلابیی چیزی
میخوره توسرش چارتافرمول به فیزیک اضافه میکنه
بدبخت میشیم
...............................................................................................
پشه ها قبل از اينکه لامپ اختراع بشه دور چي جمع ميشدن؟ خب برن همونجا
...............................................................................................
مامانم : افطار چي ميخوري ؟
من : مدرسان شريف
مامانم : چي ؟
من : مدرسان شريف
مامانم : کجا ؟
من : مدرسان شريف
بعد ?ساعت ميگم افطار چي درس ميکني مامان ؟
مامانم : بيست و نه دوتا شيش …
...............................................................................................
خدا به مرغ بال داد نه براي پرواز که براي کباب !
...............................................................................................
صداى تلويزيون براى هيچ پدرى استاندارد خاصى نداره ، هرچقدر هست بايد يه خرده کمتر باشه !
...............................................................................................
تاپ تاپ خمير
شيشه پر پنير
دست کي بالا ؟
مدرسان شريف !!!
تلفن ?? دوتا ? !
...............................................................................................
دخترها وقتي ازدواج ميکنن يه دغدغه ديگه به دغدغه هاشون اضافه ميشه و اونم اينکه حالا شوهرم چي بپوشه ؟
...............................................................................................
طرف تا ديروز توي خونه شون نميزاشتن چايي بخوره که يه وقت شب سيل نياد حالا به ما که رسيده ميگه : قهوه ، فقط تلخ باشه پيليززز …
...............................................................................................
مثل اين شوفر اتوبوسا يه فلاسک چايي گذاشتم پايين ميز کامپيوتر همينطور که نگام به مانيتوره خم ميشم ميارمش بالا … انگار قراره ماشين از جلو بياد !
...............................................................................................
ديديد اين فيلمارو که بچه گم ميشه وقتي پدر مادرش پيداش ميکنن نيم ساعت تو بغل همديگه گريه ميکنن ؟؟؟
والا ما که بچه بوديم گم که ميشديم بعد از اينکه پيدامون ميکردن نيم ساعت کتک ميخورديم ؛ بعضا از ترس پيدا شدن اشک ميريختيم …
...............................................................................................
تا حالا شده نصف شب بري سر يخچال و بدون اينکه چيزي بخوري زل بزني به يخچال و بگي فقط اومدم خودتو ببينم ؟
...............................................................................................
دخترخانما خدمتتون عارضم که هروقت مخاطب خاصتون شمارو بدون آرايش ديد و فرار نکرد بدونين که ديگه اون رابطه جا افتاده و عشقش واقعيه !
...............................................................................................
زندگى مثل برگ درخت ميمونه …
هان ؟ چه ميدونم چرا ؟ همه رو که من نبايد بهتون توضيح بدم ، خودتون بريد ببينيد چرا !
مگه من چقد حقوق ميگيرم ؟
...............................................................................................
استاد سر کلاس يکي يکي اسم بچه ها رو ميخوند، رسيد به اسم “بارانه”.ازشاگردش پرسيد : حالا چرا اسمتو گذاشتن بارانه؟ دختر جواب داد آخه روز تولدم بارون ميومده . يه اهل دلي از ته کلاس ميگه حالا خوبه اون روز آفتاب نبوده!
...............................................................................................
يني من حيرون اين خونواده هايي ام که هيچکودومشون روزه نميگيرن
ولي همديگه رو افطاري دعوت ميکنن و دور هم ميشينن سر سفره افطار
جالب تر اينکه رعايت هم ميکنن که اول اذون بگه بعد بخورن.
...............................................................................................
فک کردين من عين شما معتادم؟ نخـــعـــــرم من همين الان اراده فولادينمو نشون ميدم و لپ تاپو خاموش مي کنم
و ميرم با موبايل ميام
...............................................................................................
يارو توي مغازه شيريني فروشي مشغول کار شد
زنش گفت : ببينم وقتي تنها هستي هوس نمي کني به شيريني ها ناخونک بزني ؟
خيلي جدي گفت : نه اينکار دزديه
فقط روي شيريني ها رو ليس مي زنم
...............................................................................................
به يکي ميگن راسته شما به خر ميگين داداش ؟؟
ميگه : آره داداش .
...............................................................................................
ديگه نميشه ب پسرا چشم غره بري…..
انقده زير ابرو برداشتن موهاشونو رنگ کردن،ميترسم فردا دست مامانشونو بگيرن بيارن جلو درخونمون بگن: مامان اين بود بهم چشم غره رفت، شايدم بزنن زير گريه