غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم میرفته از داروخونه قرص سوسک کش میخریده.یه روز دکتره ازش می پرسهتو چرا اینقدر قرص سوسک کش میخری؟
میگه: آخه من هرچی اینا رو پرت میکنم نمیخوره به سوسکها!
+++
به غضنفر میگن به زنبورایی که از کندو محافظت می کنن چی میگن؟
میگه: میگن خسته نباشید!
+++
پسره تو كلیسا نشسته بوده، یهو میبینه یه دختر خیلی خوشگل میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح! خودت كمكم كن! پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده! هل نده زشته ، خودم میرم!
+++
هر سی ثانیه برق خونه غضنفر می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق میدزدیده
+++
غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطر نونوائی میگه: نون تا اینجا بیشتر نمیرسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید اگه میشه جمعتر وایسین نون به ما هم برسه
+++
!!!! یه دفعه پلیس (غضنفر) را میگیره بهش میگه کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه ..... غضنفر میگه باید با اینها جمله بسازم
+++
دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دلیل ضعف جسمانی
پسره با خوشحالی گفت : آخ جون فوری میرم زن میگیرم
دکتره نوشت : و همچنین ضعف عقلانی
+++
یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، اولی میگه ماشینش با من ، دومی میگه نهارش هم با من ، سومی هم میگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین منم داداشم را میارم
+++
مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به كبریت دست نزنی ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم
+++
دو نفر رفته بودن شكار، اولی از دور یك شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاكی میشه، میدوه طرفشون . اولی جنگی میره بالای درخت، میبینه رفیقش همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میكنه. یارو یك نگاهی بهش میكنه، میگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!
+++
یه بارم غضنفر یهو بی هـوا میاد تو اتاق ، خفه میشه!
+++++++++++
