بزرگترين و به روزترین سایت اس ام اس و جوک..شهیاد اس
هر روز به روز با شهیاد اس

یارو میره تو داروخانه و می پرسه شما ” اسید استیل سالیسیلیک ” دارید؟

فروشنده میگه: منظورتوت آسپرینه؟

جواب میده : آره خودشه ؛ اسمش همش یادم میره !

+++

موبایل داداشمو دزدیدن ولی نمیره شکایت کنه دلیلشم اینه :

اگه با دزده روبرو بشم و مسیجامو خونده باشه

آبروم میره نمیتونم تو چشماش نگاه کنم !!!

+++

پشه ها قبل از اینکه لامپ اختراع بشه دور چی جمع میشدن؟ خب برن همونجا

+++

خانمهای عزیز.روززن نزدیکه آقایون منتظر فرصت هستند تاقهرکنن.سعی کنیدازهمیشه مهربانترباشید.توطئه رادرنطفه خفه کنيد!

انجمن بانوان دنياديده!

+++

به دختره ميگم ميشه جزوتو بدي ازروش کپي بگيرم؟؟؟؟؟؟ ميگه ببخشيد امروز خوب ارايش نکردم ميشه هفته اينده براتون بيارم!!!!! بنظرشما منظورش چي بوده؟ دخترا جزوه هاشونم ارايش ميکنن؟ نکنه فک کرده من گفتم ارايشتونو بديد يه کپي ازش بگيرم؟ خدايا من توانايي درک هيچ دختري رو ندارم...

+++

به قلمراد ميگن : يه داستان برات تعريف ميكنيم ببين كجاش دروغه،

ميگه : باشه،

داستان: ( يه روزجمعه مردي از كنار خيابان رد ميشد ناگهان تصادف ميكنه و سرش قطع ميشه مردم ميرن از داروخونه چسب ميگيرن و سر مردُ به تنش ميچسبونن ويارو پاميشه به راهش ادامه ميده )

حالا كجاي اين داستان دروغ بود،

قلمراد در جواب ميگه: خوب معلومه جمعه كه داروخونه باز نیس

+++

میگن هر مرد سرپرست خانوار که تا امشب از یارانه انصراف دهد به طور خودکار اسم یک زن به عنوان همسر دوم در شناسنامه او ثبت میشود و نیازی به رضایت زن اول نمیباشد

+++

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده

1 دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟

من : نه

3 دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟

من : نه

اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست؟

من : نه چطور ؟

یذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟

من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم

بابام : مطمئنی طوری نشده ؟

مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟

هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم

+++

مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.

وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند بعنوان آخرین خواسته و وصیت چیزی را از آنها بخواهیم تا برای هریک از ما انجام بدهند.

 

هریک از دوستانم تقاضاهای خود را گفتند و آنان خواسته های دو دوستم را انجام دادند وسپس آنها را کشتند.

 

وقتی نوبت به من رسید بسیار وحشت زده و ترسیده بودم....

 

که ناگهان فکری به خاطرم رسید و به آنها گفتم:

 

آخرین خواسته من در زندگی این است که لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!

++++

ﺑﻼﺧﺮﻩ ﺑﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﮐﻠﯽ ﺷﺎﮐﯽ

ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ

ﻫﻤﺶ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ

ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ

.

.

.

.

.

ﭖ ﻧﻪ ﭖ ﺍﮔﻪ ﻗﻄﻊ ﻧﺸﻪ ﮐﻪ

-1 ﺷﻤﺎ ﮐﯽ ﺑﺮﯾﺪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ

-2 ﮐﯽ ﺑﺮﯾﺪ ﺣﻤﺎﻡ

-3 ﮐﯽ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ

-4 ﮐﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﺳﯿﻦ

-5 ﻭﺍﻻ ﺍﮔﻪ ﻗﻄﻌﺶ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺮﺩﻩ ﮐﺸﺎﯼ

ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﻗﺖ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ

ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻦ .

.

.

.

.

.

. ﻭﺍﻻ ﻣﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺎﻧﻊ ﺷﺪﻡ

ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

++++

. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﺟﺰﻭﻩ ﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺪﯾﺪ ﮐﭙﯽ ﮐﻨﻢ, ﮐﭙﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ.بﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﻣﯿﺮﻡ, ﺷﻤﺎﻡ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺟﺰﻭﻩ ﺭﻭ ﮐﭙﯽ ﮐﻨﻢ, ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﻥ؟ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻫﺴﺘﺶ ﻓﻘط ﻭﺍﺳﻪ ۲ ﻧﻔﺮ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﻩ!ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﻧﯿﺶ ﺧﻨﺪ ﺯﺩ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﺩﻭﺳﺘﺎﺷﻮ ﭘﭻ ﭘﭻ ﮐﺮﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﯾم.تﻮ ﺭﺍﻩ ﻫﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﭙﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺘﻮﻥ ﭼﯿﻪ ﻭ ….ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﯿﻮﻣﺪﻥ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺩﺭﺏ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﺭﻓﺘﯿﻢ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﻭﺍﻧﺘﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻗﯿﺎﻓﺶ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ!!!ﯾﻬﻮ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﺍﻭﻧﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻓﻬﺶ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ! ﺟﺰﻭﺷﻢ ﻧﺪﺍﺩ!!ﻣﻠﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮﻧﺎ، آخرم نفهمیدم چرا ناراحت شد..

+++





نوشته شدهشنبه 23 فروردین 1393 توسط jok2sms
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران