شهرام شب پره با همین شعر
“این شبی که میگم شب نیست، اگه شب مث اون شب نیست. امشب مث دیشب نیست، هیچ شبی مث امشب نیست”
معافیش رو گرفت … :|
+++
ﺩﻭ ﺭﻭﺯﻩ ﺣﺲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ !!!!
ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺷﺒﺎﯼ ﻋﺰﯾﺰ
ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻨﻮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ !
+++
ﺁﻗﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻨﻮ؛ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻗﺮﻣﺰ ﭘﻮﺷﯿﺪﻧﻮ؛ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﭘﺴﺮﺍ ﮔﺬﺷﺘﻪ؛
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺩﯾﺪﻡ ﻭﺳﻂ ﺩﻋﻮﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﺰﺩ!!
+++
مورد داشتیم که ﺑﭽﻪ 6 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺁﻳﭙﺪ ﻣﻴﺨﻮﺍست
اونوقت ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺁﺭﺯﻭﻡ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺰﺍﺭﻩ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺧﻴﺎﻃﻴشو ﻳﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﻢ
+++
ﺑﺎ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺷﺪﻩ ^_^
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ :ﺯﻭﺩ ﺁﺷﺘﯽ ﮐﻨﯿﻦ
ﻣﻦ :ﻣﺤﺎﻟﻪ
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ :عمرااا
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ :ﭘﺲ ۱ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﻣﻦ :ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻗﺮﺑﻮﻧﺖ ﺑﺮﻡ
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ :ﺑﭙﺮ ﺑﻐﻞ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻋﺰﯾﺰﺯﺯﺯﺯﻡ
+++
اگـه نــذری مـاکـارونـی مـیــدادن
سـرِ “تـه دیـگـش”
یـه واقـعـه ای دیـگه خـلـق مـیـشـداا
+++
یه روز صبح از خواب بیدار شدم و چون شب قبلش مثل همیشه مسواک نزده بودم حس کردم یه دونه برنج از شام شب قبل بین لب و دندونم گیر افتاده بعد با دندونای جلوییم خوب جویدم و لهش کردم که یادم افتاد که ما دیشب اصلا برنج نداشتیم فورا بیرونش آوردم....
فقط از روی بالش که سالم مونده بود فهمیدم که مگس بوده......
حتما میتونین حدس بزنین که تا یک ماه نمیتونستم چیزی بخورم و سو تغذیه گرفته بودم......
++++++++++
.jpg)