بزرگترين و به روزترین سایت اس ام اس و جوک..شهیاد اس
هر روز به روز با شهیاد اس

پسر در حال بازی در خیابان بود و بعد از چند لحظه دوان دوان به طرف خانه می آید و به مادرش می گوید: مامان پنجاه تومان به من بده.
مادر: پسرم می خواهی چکار کنی؟
پسر: می خواهم به یک مرد فقیر بدهم.
مادر پنجاه تومان به او داد و گفت: بیا پسرم این پنجاه تومان. آن مرد فقیر کجاست؟
پسر کوچولو جواب داد: سر کوچه ایستاده و بستنی می فروشد.

+++

درد و دل یک دختر : خدایا پیر شدیم و هیچ مردی بهمون نگفت خانوووووووووومم..


هیچ بچه ای هم بهمون نگفت مااااااامااان.......


اونایی ک تو بچگی لپمونه میکشید میگفت عروس خودمی

الان کدوووم گوریه خوب بیاد عروسشووو ببره......

+++

فقط تو ایرانه که هر کی میمیره، فردا شبش کل فامیل خوابشو میبینن که تو یه باغ پرگل با یه لباس سفید بوده و گفته من جام خوبه !!

+++

یه زمانی آرزو داشتم پادشاه بشم به نوکرام بگم واسم تخمه بشکونن, من بخورم.. تا اینکه مزمز با هزار تومن اومد گند زد به آرزوم !

+++

حالا که فهمیدم دولت امریکا همه مکالمات رو شنود میکرده میگم خدا کنه به اون قسمت از حرفام که داشتم به مامانم میگفتم خیلی دوس دارم تو امریکا زندگی کنم ترتیب اثر بده

+++

آیا میدانستید!!
بزرگ ترین آرزوی یک دانش آموز ایرانی اینه که دست
راستش بشکنه؟

+++

 





نوشته شدهچهارشنبه 08 آبان 1392 توسط jok2sms
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید