وحشتناک ترین لحظه ی دوران مدرسه این بود که صبح دیر برسی مدرسه و ببینی هیشکی
تو حیاط مدرسه نیست!
+++
صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت میکنه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم میخواستم بت بگم سعی کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی!
+++
یارو و دوسش ب تاکسی میگن :آقا۳نفرتاتجریش چن میگیری؟ راننده میگه :شما ک۲نفرید؟ میگه :مگه خودت نمیای؟
+++
یه مورد هم داشتیم دختره به خاطر سرمای زیاد
زیر ساپورتش گرمکن پوشیده بود
+++
غضنفر میره استادیوم، جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالای سرش رو با تعجب نگاه می کرده! بهش میگن: چرا فوتبال نگاه نمیکنی؟ میگه: دنبال کلمه زنده میگردم.
+++
به دوستم میگم دیشب تو کرمان یه پسره بنزین ریخته سرش خودشو تو خیابون آتیش زده. میگه سوخت؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه جون گرفت رفت مرحله بعد !
+++
غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطره میگه: نون تا اینجا بیشتر نمیرسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید میشه جمعتر وایسین نون به ما هم برسه.
+++
.jpg)