یعنی درگیری که من نصفه شب تو رختخواب
با پتو و ملحفه ها دارم, تام با جری نداشت!!!
++++
غضنفر میره دکه روزنامه فروشی….
میگه آقا روزنامه کثیرالانتشار دارید!!!!!!!!!
++++
تا حالا دقت کردین توی کتاب داستانا اصلا دست شویى نمیرن ؟ ( چه وضعشه آخه!)
++++
تولدم بود پارسال به ترتیب داشتم کاغذ کادوها رو باز می کردم:
بابام: یه گوشی اکسپریا روش نوشته : 200 بهت بدهکار بودم,
الانم 200 تومنشو من دادم بقیه قسطاشو باید خودت بدی صداشو در نیار ,بخند
مامان : 100 تومن پول با ی کاغذ: اینو الکی گذاشتم جلو مهمونا آبرو ریزی
نشه, خرجش نکنیا پول برق و گازه الانم تابلو نکن بخند) من !!!
خونواده عمه:ی ظرف شیشه ای آجیل خوری(وااای عاشقشم ! )
خونواده دایی : یه دست پارچ ولیوان خارجی (اینجا که رسید قلبم تیر کشید)
داداشم: دسته پلی استیشن (واسه خودش گرفته بود گوسفند)
خونواده عمو:ی ساعت دیواری با 50 تومن تراول ( ساعتو زدن پذیرایی پوله
هم تقلبی از آب درومد)
خاله: اتوی برقی (=واجبتر از نون شب برام!)
دایی : آبمیوه گیری (=قلبم,جیگرم , مایه حیات!)
مام بزرگ: یه ماچ آبدار (صورتم خیس شد,دندون مصنوعیاش هم افتاد تو لباسم )
بابزرگ: یه پس گردنی با جمله ی"کره خر" مرد شدیا !
هیچی دیگ امسالم گاز و یخچال بیارن جهیزیم کامل می شه ایشالا!