سر کلاس یکی از بچه ها اومد خودشو معرفی کنه گفت لعیا هستم 22 ساله از تهران ... بعد از کمی سکوت من گفتم حالا نقاشیتو نشون بده عمو استاد ببینه !!!! :)) استادمون داشت میوفتاد از خنده !!!!!!! :)))))
+++++++++++++++
یه مخاطب خاص هم نداریم ۵دقیقه باهاش حرف بزنیم ۵۵دقیقه مکالمه رایگان بگیریم …
هیچکس مخاطب خاص نیست ، خاک بر سرم !
++++++++++++++
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته …
++++++++++++++
اینکه میگن از یه زاویه دیگه به مشکلات نگاه کنید دقیقا چه زاویه ای رو میگن ؟
آخه من با هر زاویه ای نگاه میکنم بازم کولرمون خاموشه لامصب !
+++++++++++++
پسرخالم خودشو دختر جا زده بود یکماه با یه یارو چت میکرد…
بعد واسه اسکل کردن طرف باش قرار گذاشت وقتی رفت دید اونم دختر بوده خودشو پسر جا زده!
++++++++++++++
یادش بخیر لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت !
++++++++++++++
چه حس خوبی بود وقتی میرسیدیم به درسهای آخر کتاب …
+++++++++++++++
بعضیام هستن وقتی جک گفتنشون تموم میشه بقیه منتظر شنیدن بقیه ش میمونن !
اینارو سر به سرشون نزارید ، اینا به امید همین چیزا تنفس میکنن …
++++++++++++++
از تفریحات سالم ما این بود که بعد از اینکه با آهنربا آشنا شدیم به زور میخواستیم قطبهای همنام آهنربا رو به هم بچسبونیم اما نمیشد …
البته من که هنوز قانع نشدم و کماکان به تلاش خودم ادامه میدم !
++++++++++++++
یادش بخیر چه هیجانی داشت روزی که قرار بود زنگ آخر به خاطر جلسه معلما زود تعطیل شیم …
++++++++++++++
یادش بخیر شنبه ها توی مدرسه های پسرونه وقتی میخواستن با صف برن سر کلاس ، ناظم مدرسه به موهای بلند گیر میداد و هرکی موش بلند بود با قیچی یه چاله رو سرش میکَند !
++++++++++++++
سوالی که ذهن منو سرویس کرده اینه که جداً شمالیا تعطیلات کجا میرن ؟
+++++++++++++
جهان سوم جاییه که وقتی راهنما میزنی بهت راه نمیدن ولی وقتی دستتو از پنجره بیاری بیرون بهت راه میدن حتی نیسانای آبی …
+++++++++++++
مورد داشتیم دختره به خاطر کلیپس توی ماشین جا نشده ، مجبور شدن عین لوله پولیکا کلشو یه وَرَکی از پنجره بندازن بیرون !
+++++++++++++
