مدرسه، یادش بخیر سر صف پاهامونو ۱۸۰درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
++++++++++++++
يه فولدر عکس دارم از عکسهايي که مامانم ازم انداخته!
توش کلا سي چهل تا ويديوي چند ثانيه ايه که توش دارم ميگم:
اون يکي دکمه رو بزن
+++++++++++++
فهش جالب که شاید باهاش برخورد کردین:
- از جلوی چشمام خفه شو
- کثافت مرض
- کسی با تو زر نزد
- وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند
- فکر کردی با خر طرفی؟ خودت با خر طرفی
+++++++++++++
وقتی بارون میاد همه یاد عاشقی میفتن و رمانتیک میشن
نمیدونم چرا من فقط یاد آهنگ بارو بارو بارونه زمینا تر میشه ،هی میفتم
+++++++++++++
یکی یه دویست تومنی پیدا میکنه که وسطش سوراخ بوده،میگه: ای بابا! اینم از شانس من، وسطش گوشه نداره!
+++++++++++++
عهدی که با تو بستم هرگز گسستنی نیست، من مخلص تو هستم حالا که بستنی نیست
+++++++++++++
سه دیوانه هم اتاقی بودن – یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پایین می پرن و میگن که ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساکت نشسته ! رییس بیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنهه. پرسید تو چرا با دوستات نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهیتابه چسبیدم!
+++++++++++++
محاله ایرانی باشی و این جمله رو نشنیده باشی :
“حوله کجاست ؟”
+++++++++++++
یکی از فانتزی هام اینه برم سره کلاس هندسه،
بگم این درسا بسه…
کاشکی این زنگ بخور دل به دلدار برسه !!
بعد استاد حذفم کنه !
من پاشم نگامو بندازم توو نگاش
درحالی که میرم تو افق،
بگم خوب دستِ منو خوندی
منو بدجوری سوزوندی
++++++++++++
یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …
++++++++++++
یادش بخیر هیچ چیز خوشحال کننده تر از این نبود که تو امتحان به جای “توضیح دهید” بنویسن “نام ببرید”
++++++++++++
تفاوت بچه مدرسه ای های دهه شصتی و دهه هشتادی :
