دخترعموم آماده شده بره بیرون:
بابابزرگم بهش میگه:اون سرقابلمه چیه گذاشتی روسرت??!!
کلیپس
+++
ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﯾﻔﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ … ؟! ﻣﯿﮕﻢ : ﻧﻪ … ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺍﺳﺖ … ﺑﻬﺘﺮﻩ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﯿﻢ ﺑﺎﺑﺎ !! ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ … ﺍﻣﺸﺐ ﭼﻪ ﺑﺎﺩ ﺧﻨﮑﯽ ﻣﯿﻮﺯﻩ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ :|
+++
اعتراف می کنم
همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون
من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم
+++
زن به شوهرش : عزیزم نظرت راجع به عشقمون چیه؟
شوهر : سعی کن ستاره ها رو بشماری خودت میفهمی!
زن : واااااااااای عزیزم یعنی بینهایت
شوهر : نه عزیزم تلف کردن وقته!
+++
ﺍﻻﻥ ﺗﻮ ﺍﺧﺒﺎﺭ بی بی سی ﻣﯿﮕﻪ ۳۴۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﺍﯾﺪﺯ ﺩﺍﺭﻥ، آخه بیشوهور، ﯾﺎﺭﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ
ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ؟
+++
رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی خوردم دیدم
پسته ها نم کشیده گفتم ننه پس چرا اینا اینجوریه گفت:اینا توی سوهانا بود که داییت سوغاتی آورده بود سوهانهاشو مکیدم اینم پسته هاشه من که دندون ندارم خب.بخور نوه گلم
+++
دختره : عجقم خوچملم جيگلم امسال و لنتاين چيکال قلاله بکنيم :")
پسر :قراره با هم فارسي کار کنيم:-S
+++
یارو جلوی دختره ميخوره زمين , ميگه حركتو داشتي ؟
+++
غضنفر در بانک داشته قسط ماهیانشو پرداخت میکرده,همینطور هم اشک میریخته..رییس بانک دلش میسوزه و ازش میپرسه من شما رو ششماهه میبینم که هر بار قسط پرداخت میکنی گریه میکنی مشکلت چیه؟
غضنفر میگه شانس نداریم که همه کیف پول پیدا میکنن توش پوله ولی ما یه کیف پیدا کردیم توش پر از این برگه های اقساطی بود