بزرگترين و به روزترین سایت اس ام اس و جوک..شهیاد اس
هر روز به روز با شهیاد اس

دخترا وقتى لپتابشون هنگ میکنه هرکارى از دستشون بر بیاد میکنن که درست بشه ، مثلا موسو تند تند تکون میدن !

 +++

برادران رایت بهشون میومد تو کار پخش و توزیع سی دی و فیلم باشن تا ساخت هواپیما !

+++

دارم میمیرم از تشنگی ولی باید تا آشپزخونه برم !!!
به نظرتون آبِ توی اتو بهداشتی تره یا آکواریوم ؟؟؟

+++

یه مخاطب خاص هم نداریم برامون استاتوس بذاره : اولین سین سفره هفت سین امسال «سایه ی خانوممه»
بشین تا بیاد …

+++

اسکار بهترین فیلمنامه اهدا میشه به :
«مسیجت رو همین الان دیدم»

+++

“چیز” است دیگر
گاهی دلش می خواهد جای خالی تمامی کلمات فارسی را پر کند !

+++

هیچ زنی مثل زن اول آدم نمیشه
حتی دومی
و حتی سوم
دروغ چرا چهارمیشو نمیدونم ، تا پیش نیاد نمیتونم نظری بدم وجدانا !!!

+++

زن باس از خونه باباش که میاد از مچ تا کتف النگو داشته باشه تا مردش هی بفروشه بزنه به یه زخمی !

+++

من یه سوالی ذهنمو درگیر کرده با این مضمون که :
با گوشی سامسونگ هم میشه جلو آینه عکس گرفت ؟ یا فقط باید آیفون باشه ؟

+++

یکی از تخصصهای خانمها اینه که با یک پراید هاچ بک میتونن یه اتوبان شیش بانده رو بند بیارن

+++


تا ۲تومن خطمو شارژ میکنم ، این ایرانسلِ صدتا مسابقه طراحی میکنه که اون ۲تومنو از چنگم دربیاره !

+++

یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی ، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت : چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و در تمام این مدت به هم وفادار موندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین. خانم گفت : اووووووووووووووووه ! من میخوام به همراه همسر عزیزم ، دور دنیا سفر کنم . پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی و دوتا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود ، چند لحظه فکر کرد و گفت : خب ، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین ، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا ناامید شده بودن ولی آرزو ، آرزوه دیگه !!!
پری چوب جادوییش و چرخوند و اجی مجی لا ترجی
و آقا ۹۰ ساله شد !

+++

یه بارم زنگ زدم خونمون مامانم گوشیو برداشت صدامو کلفت کردم گفتم :
از دانشگاه مزاحمتون میشم ، منزل آقای بوق ؟
مامان : بله بفرمایید من خانمشون هستم
من : بوق بچه شماست؟
مامانم : یا خدا باز چه گندی زده این ذلیل مرده ؟
من : آقاتو قرعه کشی دانشگاه برنده سفر به مشهد مقدس شدن
میخواستم ببینیم پسر خوبی هست ؟ به درد بردن به این سفر میخوره ؟
مامانم : ^_^ قربون بچم برم یه تیکه جواهره ، نماز و روزش رو همیشه به جا میاره
اینقدر مهربونه بچم ، فقط تا موز میبنه مثل حیون وحشی بهشون حمله میکنه ^_^
پاکه ، معصومه ، دلیل زندگی من و باباشه ، قربونش برم مثل میمون دلقک بازی درمیاره تا ما بخندیم ^_^
من : تو که اینقدر منو دوس داری چرا بروز نمیدادی ؟
مامانم : تویی ای خاک تو سرت گوساله ، حالا منو دس میندازی ؟
بزار بابات بیاد نشونت میدم ذلیل مرده خاک تو سرت دلقک ، خدافظ !
یعنی خدایی عواطف مادرای ایرانی تو حلقم !

 

+++++++





نوشته شدهپنج‌شنبه 29 اسفند 1392 توسط jok2sms
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید